سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
لینک دوستان
ویرایش

پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ

بازدید امروز : 5
بازدید دیروز : 26
کل بازدید : 245648
تعداد کل یاد داشت ها : 152
آخرین بازدید : 96/9/4    ساعت : 1:19 ص
درباره
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
ابر برچسب ها

 

بسم الله

 

بدون شرح...


 

 





      

بسم الله الرحمن الرحیم

 ثمره اندرز، بیداری است . [امام علی علیه السلام]

پیشنهاد مأمور ارشد CIA

چندی پیش یک روزنامه‌ی ایتالیالی مصاحبه‌ای با آقای «رویل گریکت» انجام داد.

گریکت همان کسی است که پس از فوت حضرت امام رحمه‌الله تا بعد از حوادث18

تیر سال 1378 مسئول میز ایران در سازمان سیا بود. بر اساس تحلیل‌های همین

آقا در سال 1378 بود -کار حکومت ایران را تمام‌شده می‌دانست- که رئیس‌جمهور

آمریکا به تلویزیون آمد و در مورد ایران موضع ویژه‌ای را اتخاذ کرد؛ موضعی که

برای ابرقدرتی مثل آمریکا بسیار بد تمام شد، زیرا در عمل هیچ اتفاقی نیفتاد و این

اعلام موضع نشان‌دهنده‌ی دستپاچگی مسئولان آمریکا در آن زمان تلقی شد.

روزنامه‌نگار ایتالیایی در آن مصاحبه در معرفی او گفته بود که ایشان زبان فارسی

را به‌خوبی صحبت می‌کند و در مدتی که رئیس میز ایران در سازمان سیا بوده، ده بار

به ایران سفر کرده و نوع گروه‌بندی او از نیروهای سیاسی ایرانی، مبنای فعالیت‌های

وزارت خارجه‌ی آمریکا در مورد ایران است.

آقای گریکت در آن مصاحبه به سؤالات مختلفی از جمله در مورد زنان پاسخ داد. او گفت

که انقلاب اسلامی زن‌ها را از گوشه‌ی خانه‌ها به میدان و صحنه‌ی اجتماع آورده است،

ولی بعد از انقلاب خیلی روی این موضوع تمرکز نشده که چه برنامه‌ای برای آنها داشته

باشند، اما ما -آمریکایی‌ها- روی این موضوع متمرکز شده‌ایم و همه‌ی تلاش ‌ما این است

که با چند چیز در میان زنان ایران به صورت جدی مبارزه کنیم که از جمله‌ی آن‌ها حجاب است.

از امثال این گفته‌ی آقای گریکت روشن می‌شود که تغییر هویت اسلامی زنان مسلمان در زمره‌ی

برنامه‌های اصلی سازمان‌های برنامه‌ریز دشمن علیه کشورهای اسلامی و به‌ویژه ایران قرار

دارد. در نقطه‌ی مقابل هم ما قرار داریم. از این جهت است که بازگرداندن هویت اسلامی زنان

مسلمان به آنان اهمیت و ضرورت می‌یابد؛ اتفاقی که می‌تواند قدرت بسیاری به جوامع اسلامی بدهد.

برگفته از: دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی خامنه ای در گفتاری از حسن خجسته، معاون

برنامه‌ریزی و نظارت سازمان صدا و سیما 






      

پسم الله الرحمن الرحیم

ندای انقلاب: همسر شهید عابدی از شهدای هشت سال دفاع مقدس در نامه ای به همسر شهید باکری پاسخی خواندنی به نامه منتسب به وی در سایت نوری زاد داده است.



خواهر عزیزم سلام

امروز در سایت آقای نوری زاد بانامه ای مواجه شدم که وی ادعا کرده بود این نامه متعلق به شماست. باتوجه به محتوای نامه باور این ادعا برایم سخت است البته در گذشته مواضع نا مأنوس و تعجب برانگیز از شما خوانده بودم ولی اینبار کمی متفاوت بود، لذا بر آن شدم به عنوان یک همسنگر سابق و انشاءالله همسنگر فعلی و همسنگر آینده، نکاتی را به عرضتان برسانم.

ازجهاتی من و شما شباهتهایی با هم داریم از جمله همسر شهید و معلم بودن شباهت دیگر تأکید بر آرمان شهدا، راه امام، اسلام، انقلاب، حجاب در یک کلام و همه ارزشهای اسلامی وانقلابی است اما تفاوت هایی هم داریم که به برخی از آنها اشاره می کنم.

1. بنده برخلاف شما به پدیده های سیاسی و اجتماعی احساسی و یک بعدی نگاه نمی کنم. به عنوان مثال همچنانکه درنامه منتسب به شما آمده عبور ماشین نیروی انتظامی از روی یک فرد را می بینم و آنر ا تقبیح می کنم اما عبور ماشینی دیگر با سرعت 140 کیلومتر از روی بدن بسیجی شهید غلام کبیری در میدان کاج سعادت آباد را هم می بینم و آن را نیز محکوم می کنم.

2. بنده هرگونه افراطی گری را تقبیح می کنم از این رو به شیوه مقابله خشن با اغتشاشگران در خیابان بدون انجام تدبیر لازم برای تفکیک مردم عادی و عابران پیاده اعتراض دارم اما معتقدم با اغتشاشگران واقعی که به دستور صدای آمریکا، بی بی سی و رضا پهلوی به خیابان می آیند و چادر از سر زنان مومنه می کشند و صدها بانک را به آتش می کشند، مرگ بر اصل ولایت فقیه می گویند یعنی همان چیزی که همسران من و شما برای پاسدارای از آن و به فرمان ولی فقیه زمان به جبهه رفتند و جان عزیز خود را تقدیم کردند. شعار نه غزه، نه لبنان سر می دهند، شعار بهایی، بهایی حمایتت می کنیم سر می دهند، مانند گرگهای گرسنه یک بسیجی نوجوان را محاصره می کنند و لباس از تنش درمی آورند و ده ها جنایت دیگر مرتکب می شوند، با چنین سگان وحشی هم باید قاطعانه تر از قبل برخورد کنند.

3. بنده برخلاف شما معتقدم اگر همین پاسداران و بسیجیانی که آقای نوری زاد معلوم الحال ناجوانمردانه و همسو با آمریکا و اسرائیل به ایشان حمله می کنند، نبودند آن گرگهای وحشی نه به تو رحم می کردند نه به من و نه حتی به زن و بچه های آقای نوری زاد و من برای این ادعای خود دلیل دارم از جمله به یاد شما می آورم همایش جنبش سبز را در برج میلاد قبل از انتخابات که هنگام پخش یک کلیپ به محض ظاهر شدن تصویر شهیدان همت و باکری جماعت سبزی یکصدا هو می کنند. می توانید در مورد این مسأله تحقیق کنید.

از جمله پاره کردن پرچم عزاداری سید الشهدا در روز عاشورا و کف و سوت زدن آنها در روز عزای کائنات دقیقا مانند منافقین و طرفداران بنی صدر در روزعاشورای سال 59 که موجب تأثر شدید امام(ره) گردید وایشان در یکی از سخنرانی های خود به همین مسأله اشاره کردند.

از جمله ضرب و شتم یک معلم در مقابل چشمان زن و بچه اش فقط به خاطر اینکه ریش داشت طوری که از هوش رفت و صدا و سیما نیز هم صحنه ضرب و شتم او را بارها پخش نمود و هم مصاحبه با وی را در بستر بیماری و حتما شما نیز این فیلمها را مشاهده کرده اید.

4. خانم امیرانی بنده برخلاف شما و آقای جوانفکرمعتقد نیستم که آقای میرحسین را دشمن در ترشی نگه داشته بود و او را به ترشی تشبیه نمی کنم. من او را به ماری سمی تشبیه می کنم که در آستین نظام پرورش یافته بود تا در روز موعود زهر خودرا بریزد و به خیال خامش نظام را از پای در آورد اما مردم ما در روز 9 دی این مار را زیر پای خود له کردند.

5. بنده برخلاف شما تظاهرات 50 میلیون نفری 9 دی در سراسر کشور را در دفاع از ظلم نمی دانم بلکه در مقابل خیانت و ظلم می دانم، خیانت و ظلمی که توسط آمریکایی ها، انگلیسی ها، اسرائیلی ها، رضا پهلوی، مسعودرجوی ها و میرحسین ها، کروبی ها، خاتمی ها و ... مدیریت می شد که اگر مانندبنده اهل رصد رسانه ها باشید نمی توانید این واقعیت راانکار کنید. در حالی که مقامات آمریکایی و غربی علنا اعلام کردند که حامی جنبش سبز هستند و تمام توان رسانه ای خود را در حمایت از جنبش سبز به میدان آوردند هیچ آدم عاقل و منصفی نمی تواند غربی بودن جنبش سبز را انکار کند.

خانم امیرانی توصیه می کنم کتاب سایه عقابها، صفحه 323 را بخوانید که توسط فردی به نام امیررضا پرحلم در سال 84 منتشر شده است. درصفحه مذکور آقای مک کین از مقامات آمریکایی حتی نام جنبش را هم اعلام می کند «جنبش سبز» و دهها شواهد و قرائن دیگر که ندیدنشان از سوی شما بسیار عجیب است.

6. بنده برخلاف شما آقای نوری زاد را نه تنها حر نمی دانم بلکه پست تر از حرمله می دانم که وقتی عرصه را بر ولی خود تنگ دید نه تنها به دفاع از او برنخاست بلکه برای عقب نماندن از ملک ری و غنائم دیگر از هنر تیراندازی خود نهایت استفاده را کرد تا بهتر از شمر و سنان و عمر سعد تیر به قلب ولی زمان بنشاند.

من امثال نوری زاد را پست تر از مسعود رجوی و رضا پهلوی می دانم چون در حالی که به اذعان خودش در آغوش گرم پدر آرمیده بود خنجر از آستین به در آورد و در سینه پدر فرو کرد.

خانم امیرانی می دانی چرا امثال نوری زاد چنین خیانت بزرگی را مرتکب شدند چون گمان کردند فتنه پر رعد و برق سبز کار انقلاب را یکسره خواهد کرد و آنگاه نه تنها سر ایشان بی کلاه خواهد ماند بلکه به جرم حامیان دیروز نظام ولایی محاکمه خواهند شد.

از این جهت من او را موجودی حقیر و پست و پلیدتر از تمام خائنان تاریخ می دانم که حتی ارزش توجه هم ندارند، نوری زاد تشنه شهرت است و داعیه لیدری جنبش سبز را دارد. این مسأله را برخی از جنبش سبزی ها هم فهمیده اند. لذا به او و لاطائلاتش وقعی نمی نهند و از شما تعجب است که برای چنین موجود حقیری نامه می نویسی(اگرانتساب نامه مذکور به شما درست باشد)

خانم امیرانی اگر واقعا به دنبال کشف حقیقت هستید در نامه ای دیگر از آقای نوری زاد چند سئوال کنید. یکی در مورد نظر وی راجع به حجاب، دوم در مورد امام، سوم در مورد انقلاب و بعد در مورد آمریکا، اسرائیل و جنایت های آنها و اگر دنبال شفافیت هستید هر پاسخی داد آن را منتشر کنید و اگر اینکار را نکردید، با عرض پوزش من شما را صادق نخواهم دانست و افکار عمومی نیر تکلیف خود را با شما خواهد دانست.

7. خانم امیرانی آیا مصاحبه آقای نوری زاد با بی بی سی را نشنیدی که 33 سال انقلاب را دوران خفقان نامید.

آیا توهین اخیر او به امام را در سایتش نخواندی که امام بزرگوار ما را همردیف جباران زمان خوانده بود و همین الآن که این نامه را برای شما می نویسم دوستان خبر دادند آن مقاله توهین آمیز به امام را از سایتش برداشت.

آیا آن مقاله نوری زاد را نخواندی که در آن از بهائیت عذرخواهی کرده بود و برای آنها اشک تمساح ریخته بود. جماعتی که تاریخ صد و پنجاه سال اخیر کشورمان پر است از جنایات ایشان.

8. خانم امیرانی یا باید ادعاهای فوق را منکر شوی و ادعا کنی که دروغ است، در حالی که همه دیده اند و خوانده اند و شما نمی توانی تکذیب کنی، نمی توانی توهین های نوری زادبه امام و انقلاب را تکذیب کنی، نخواهی توانست حمایت آشکار آمریکاو اسرائیل رااز این جماعیت انکار کنی مگر اینکه خدای نا کرده اصلا خانم امیرانی درکار نباشد و عده ای در بی اطلاعی او از فضای سیاسی به نام او نامه می نویسند، یا اینکه اگر مطلع هستید پس نتیجه گیری بسیار نگران کننده خواهد بود، یعنی آنگاه خدای ناکرده باید باور کنیم که همسر شهید باکری هم به روی همه ارزشها و آرمانهای آن شهید عزیز و دیگر شهیدان پای گذاشته و در دام منافقین خبیثی مانند محمدنوری زاد افتاده است.

9. خانم امیرانی فتنه سال 88 به بهانه تقلب شعله ور شد و خسارات جبران ناپذیر مادی و معنوی فراوانی برکشور واردکرد آیا تاکنون وقت کرده اید در مورد صحت و سقم این ادعا و دروغ بزرگ تحقیق کنید؟

10. آیا تا به حال از خودتان سئوال کرده اید که مدعیان تقلب چرا تاکنون حتی یک برگ سند دال بر تقلب رو نکرده اند. آیا همه این حوادث به خاطر آن دروغ بزرگ نبود؟

خانم امیرانی در صورت صحت ادعای انتساب نامه مذکور به شما می گویم فاین تذهبون؟

همسر شهید عابدی

29/9/90






      

بسم الله الرحمن الرحیم 


خدا ایمان را واجب کرد براى پاکى از شرک ورزیدن ،

و نماز را براى پرهیز از خود بزرگ دیدن ، و زکات را تا

موجب رسیدن روزى شود ، و روزه را تا اخلاص آفریدگان

آزموده گردد ، و حج را براى نزدیک شدن دینداران ، و

جهاد را براى ارجمندى اسلام و مسلمانان ، و امر به معروف

را براى اصلاح کار همگان ، و نهى از منکر را براى بازداشتن

بیخردان ، و پیوند با خویشاوندان را به خاطر رشد و فراوان

شدن شمار آنان ، و قصاص را تا خون ریخته نشود ، و برپا

داشتن حد را تا آنچه حرام است بزرگ نماید ، و ترک

میخوارگى را تا خرد برجاى ماند ، و دورى از دزدى را تا

پاکدامنى از دست نشود ، و زنا را وانهادن تا نسب نیالاید ،

و غلامبارگى را ترک کردن تا نژاد فراوان گردد ، و گواهى

دادنها را بر حقوق واجب فرمود تا حقوق انکار شده استیفا

شود ، و دروغ نگفتن را ، تا راستگویى حرمت یابد ، و سلام

کردن را تا از ترس ایمنى آرد ، و امامت را تا نظام امت پایدار

باشد ، و فرمانبردارى را تا امام در دیده‏ها بزرگ نماید .

نهج البلاغه





      

روایت یهودی از "پاندای کونگ فو کار 2" و سلاح هسته ای


 روایت یهودی از "پاندای کونگ فو کار 2" و سلاح هسته ای

داستان پاندای کونگفو کار آن قدر به داستان پیامبران در تورات شبیه است

که نیاز زیادی به توضیح و تفسیر ندارد. 26 می سال جاری میلادی قسمت

دوم انیمیشن مشهور "پاندای کونگ فو کار" به روی پرده رفت تا مانند قسمت

 اولش مخاطبین وسیعی را در کشورهای مختلف دنیا جذب کند. این فیلم محصول

 کمپانی آمریکایی "دریم ورکز" است که پیش از انیمیشن چند قسمتی شرک را

عرضه کرده بود. "پاندای کونگفو کار 2" توانست در عرض یک هفته بر پله

سقف فروش بایستد و با اکران در 11 هزار و بیست و پنج سینما در 17 کشور

روایت یهودی از "پاندای کونگ فو کار 2" و سلاح هسته ای

 جهان، در هفته اول 56.5 میلیون دلار بفروشد. علاقمندان سینما صدا های آشنایی

 را در این انیمیشن سینمایی می شنیدند؛ هنرپیشه هایی چون

"آنجلینا جولی"،"جکی چان"،"داستین هافمن" به جای شخصیت های این

 اثر سینمایی سخن گفته اند و... و ساعتها می شود درباره خصوصیات فنی

 این فیلم و ویژگی های سبکی این انیمیشن چه در شخصیت پردازی و چه در

 تکنیک های اجرای انیمیشن و مقایسه آن با کمپانی های دیگر تولید انیمیشن

از جمله رقیب جدی این کمپانی یعنی پیکسار سخن گفت. اما "پاندای کونگفو کار

2" دارای داستانی است که بیش از آنکه کودکانه باشد دارای استعاره ها و

کنایه های ظریف بزرگسالانه است. در ابتدای این فیلم افسانه ای به سبک نمایش

عروسکی با سایه که سبک نمایش های سنتی چینی است روایت می شود؛ افسانه

 قصه یک طاووس است که

 

ادامه مطلب...



      

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

گزیده هایی از بیانات حچت الاسلام آقا تهرانی در گفتگو با رجانیوز (ظهور)

 

 بله مرور این خاطرات برای ما هم بد نیست، حالا یک موردش را می گویم. یک بار که میهمان آیت الله ناصری بودم از ایشان درباره شیخ محمد کوفی از ایشان پرسیدم. چون شنیده بودم که شیخ با حضرت مراوداتی داشته اند. آیت الله ناصری گفتند که بله من ایشان را خوب می شناختم چون با پدرم خیلی صمیمی بود. یک وقت که من طلبه هفده ساله در نجف بودم، آشیخ محمد کوفی میهمان حجره ما بود چون هر هفته ایشان از کوفه می آمد و پیش ما می ماند و سحر می رفت حرم امیرالمومنین. آن روز پدرم هم به خاطر فوت مادرشان رفته بودند مسافرت و پذیرایی از آشیخ را به من سپرده بودند. من هم سر صبحانه گفتم که حضرت آقا خیلی درباره تشرف‌های شما نقل می کنند، می خواهم ببینم راست است یا دروغ؟ وقتی این را گفتم ایشان فرمودند که از بسیاری یکی را برایت می گویم. فرمودند که یک شب بیست و سوم ماه رمضان خودم را آماده کرده بودم بروم مسجد کوفه برای یک احیای خیلی خوب. افطار کردم و سر شب در داخل مسجد خوابیدم تا بتوانم احیا بگیرم. خوابیده بودم که به یک‌باره از خواب پریدم دیدم هوا روشن شده! با شتاب آمدم برای وضو تا نمازم قضا نشود. نزدیک محراب که رسیدم دیدم که یک آقایی در حالت استراحت هستند و این طرف آن طرف‌شان چند نفری نشستند. همین که رسیدم یکی از آنها گفت که شیخ بشین! من هم نشستم. پرسیدم این آقا کیست این همه احترام می گذارید؟ گفتند ایشان آقای عالم هستند. من به ذهنم رسید که این بنده خدا از این عرب‌های بی سواد است که فرق کلمه عالم به معنای جهان را با علم و عالم دینی نمی داند. اصلا به فکرم نرسید منظورش این است که این آقا، آقای جهان است، فکر کردم منظورش این است که این آقا عالم دینی است! دیدم آقا فرمودند که ظرف آبی بیاورید. وقتی آب آوردند، آقا یک لبی زدند و دست به دست این آب بین همه چرخید تا رسید به من که گفتم میل ندارم و نخوردم. یکی از این آقایان خطاب به حضرت گفت که حضرت آقا اجازه بدهید تا شیخ را هم با خودمان ببریم، آقا فرمودند که نه! شیخ دوتا امتحان دیگر دارد، اگر قبول شد می بریمش. باز گفتم ایشان کیست؟ گفتند آقای عالمند، دومرتبه من تصور کردم منظورش این است که این آقا یک عالم دینی است! در این بین یکی از آنها گفت: آشیخ نمازت قضا نشه، پریدم وضو گرفتم وقتی آمدم بیرون دیدم هوا تاریک و ساعت 11 شب است...

 آن امتحانی که منظور حضرت بود چه بود؟

 همین سئوال شما را من از آقای ناصری پرسیدم. ایشان گفتند که اتفاقا من هم از شیخ پرسیدم امتحان دادید؟ گفت: بله! گفتم: قبول شدید؟ گفت: نه! ولی توضیح نداد که آن دو امتحان چه بوده.

 پس ما قبل از ظهور امتحانات سختی را باید پس دهیم . یعنی حتی سخت تر از فتنه سال قبل؟

 ببینید با یک خاطره دیگر که خودم از آقای بهجت شنیدم جوابتان را می دهم. تابستان حدود 23 سال قبل بود که یکی از علمای بزرگ از دنیا رفت. ما حدود پانزده نفر بودیم که می رفتیم درس آیت الله بهجت. آیت الله مصباح هم به بنده توصیه کرده بود که پای درس ایشان زودتر بروید و دیرتر بیایید بیرون تا غیر از درس، از آقای بهجت بهره های دیگر هم ببرید. آن روز یادم هست درس که تمام شد، ایشان با یک حالت خاصی فرمودند که نمی دانم آقایان خبر دارند یا نه ولی خوب است که توجه داشته باشید. آیت الله بهجت به ما فرمودند که یکی از دوستان لبنانی من که تشرف خدمت حضرت دارد، آمده بود قم و می گفت در تابستان وقتی در محضر آقا در لبنان بودم، ایشان به من فرمودند که فلانی من می خواهم بروم نجف شما هم می آیید؟ دوست لبنانی هم به حضرت گفته بود بله! به یک‌باره می بیند که در و دیوار و آدم‌ها همه عوض شدند و متوجه می شود که رسیده اند به نجف! آقا می رسند به در خانه ای یاالله می گویند و وارد می شوند که منزل همان عالمی بوده که تابستان مرحوم شده بود. این دوست لبنانی آیت الله بهجت به ایشان گفته بود که من هم وارد اتاق شدم و پشت در ایستادم و در را بستم. دیدم حضرت با آن عالم بزرگوار صحبت می کنند. من الفاظ را می شنیدم ولی نمی فهمیدم. بعد از حدود نیم یا یک ساعت آقا آمدند بیرون، خداحافظی کردند. بعد آقا به من فرمودند که این آقای بزرگوار یک هفته بیشتر زنده نیست و من هم برای خداحافظی آمده بودم. البته ایشان از ما گلایه کرد، چون من به این بنده خدا قول داده بودم که تا در قید حیات هست، ظهور من اتفاق می افتد، اما چه کنم که باز هم به امر الهی در ظهورم تاخیر افتاد! یعنی ببینید بنا بود حدود بیست و چند سال قبل ظهور اتفاق بیافتد ولی باز هم تاخیر افتاد! این اتفاقات می تواند نشانه هایی از ظهور باشد ولی ممکن است به دلیل کمبود ظرفیت ما این امر الهی باز هم تاخیر بیفتد...

 چه حادثه ای درآن دوره اتفاق افتاده که ظهور حضرت به گفته آن دوست آیت الله بهجت تاخیر می افتد؟

 همین موضوع آن چیزی است که ما باید به آن فکر کنیم. امام که امام بود، خدا هم که خداست، دشمنان حضرت هم که همان دشمنان بودند! فقط مشکل از ماست، مقصراصلی خودمان هستیم! البته آیت الله بهجت از آن دوست لبنانی شان پرسیده بودند که من این را برای دیگران هم بگویم که ظهور تأخیر افتاد، فرموده بودند بگو که آقای بهجت هم به ما خبر دادند. این خودش یک نکته ای است که مرحوم سید بن طاووس به فرزندشان در کشف المحجة می گویند که بارها قرار بود آقا بیاید و همه چیز تمام شده بود ولی باز تاخیر افتاد 





      


بسم الله الرحمن الرحیم

سال 68 برخی افراد به آقای بهجت گفتند :

آقای خامنه‌ای برای رهبر شدن جوان است.

 ایشان در پاسخ این افراد، فرمودند:

 همان یک بار که گفتند علی(علیه السلام) جوان است، برای هفت پشتمان کافیست.




      

 


بسم الله الرحمن الرحیم


دانلود آهنگ فلسطین سامی یوسوف



دانلود کلیپ به سویم آمدی



دانلود آهنگ زیبایی


از ماهر زین با کیفیت

Thank You Allah







      

کاسبی از نوع سبز

نهال سبز آبیاری دائمی طلب میکند

جنبش راه سبز (جرس)شبکه ای خبری تحلیلی هست که دهها نفر از دور و نزدیک

(منظورش میلییونها بود به دل نگیرین)

از داخل و خارج کشور دست به دست هم داده اند

 تا پیان ملت مظلوم ایران را از ورای سانسور حکومت کودتایی به شما برسانند.



 گردانندگان اصلی و برخی از همکاران این شبکه به صورت داوطلبانه خدمت می کنند

، اما شرایط زندگی در غربت غرب و نیاز به امرارمعاش،

 
ضرورت پرداخت حقوق ماهیانه به بسیاری از همکاران را ایجاب می کند.

 جرس جریانی مستمر و پروژه ای دائمی است که

همچون موجودی زنده(منظورش انگله)، هر روز نیازمند تغذیه می باشد وگرنه می میرد.

اینو حال کنیین:

برای تاسیسات ساختمانی موسسات خیریه یکبارهمت کردن و هدیه دادن کفایت می کند

، اما بارور و بالنده کردن نهال سبز، آبیاری دائمی طلب می کند

پول وده پول زور از نوع کمک های مردمی وده

جرس دات نت





      


بسم الله الرحمن الرحیم
آن‌که دیر رسید...

واکاوی برهه‌هایی از زندگانی سلیمان بن صرد

"شک خواص، پایه‌ى حرکت صحیح جامعه‌ى اسلامى را مثل موریانه می‌جود. اینى که خواص در حقایق روشن تردید پیدا کنند و شک پیدا کنند، اساس کارها را مشکل می‌کند!" این بخشی از سخنان رهبر انقلاب است که چندی پیش خطاب به مبلغان محرم ایراد شده است. ایشان در این سخنان، با نگاهی به تجربیات تاریخی صدر اسلام، بار دیگر به حساسیت نقش خواص در برهه‌های تاریخ‌ساز اشاره کردند.
آن‌چه در پی می‌آید مروری کوتاه بر چند برهه‌ی حساس و تاریخی از زندگی سلیمان بن صرد خزایی صحابی بزرگ سه امام اول شیعه است که به دلیل شک و کندی در تشخیص حق، به جهاد در رکاب سیدالشهداء(ع) در کربلا نرسید؛ گرچه بعدها رهبر قیام توابین در خون‌خواهی حسین(ع) شد و به شهادت رسید.
***
سلیمان که بود؟
در دوران جاهلیت نامش "یسار" بود و این پیامبر اکرم(ص) بود که پس از اسلام، نام "سلیمان" را بر او گذاشت. قبیله‌ی او خزاعه، از بزرگ‌ترین قبایل عراق بود و از دیرباز جایگاهی ویژه در میان عرب داشت. دعبل، شاعر نام‌دار اهل بیت و عمرو بن حِمَق، مجاهد بزرگ که به دست معاویه به شهادت رسید نیز از قبیله‌ی خزاعه‌اند.
فضل بن شاذان، سلیمان بن صرد را از تابعین و زاهدان بزرگ معرفی می‌کند و صاحبان تراجم نیز او را به فضل و دین و شرف و عبادت ستوده‌اند.1  احادیث سلیمان از رسول خدا حتی در منابع مهم روایی اهل سنت- مانند صحیح بخاری و صحیح مسلم- نقل شده است. از این رو سلیمان نزد اهل سنّت نیز شخصیت والایى دارد. ذهبى در سیر اعلام النبلاء پس از تجلیل بسیار از سلیمان، درباره‌ی او مى‌نویسد: "سلیمان موفق نشد و نتوانست حسین را یارى کند، چرا که در زندان بود!"2
اما اندیشمندان در این‌‌باره هم‌رأی نیستند. بسیاری از آن‌ها مانند صاحب کتاب اُسدالغابة معتقدند تردید سلیمان در پیوستن به حسین(ع) موجب شد او فرصت همراهی با امام را از دست بدهد. برای شناخت بیشتر از شخصیت سلیمان بن صرد و بررسی ریشه‌های تردید وی، به واکاوی برهه‌هایی دیگر از زندگی سیاسی وی می‌پردازیم.

در کنار امیرالمؤمنین(ع)
سلیمان رئیس قبیله‌ی خزاعه، پیرمردی 63 ساله بود که
ادامه مطلب...



      
   1   2      >




+ بسم الله الرحمن الرحیم مسجد عمار یاسر(مشهد مقدس)برگزار میکند مسابقه خاطره نویسی موضوع:خاطره ای از سفر به مشهد مقدس و حرم مقدس رضوی ارسال خاطرات خودتان به ایمیل مسجد به آدرس:jamande_azkarevan@yahoo.com به 5 نفر از عزیزان که خاطرات آنها به عنوان زیباترین خاطرات انتخاب شود هدایایی از طرف مسجد عمار یاسر اهدا و ارسال خواهد شد 10/2/88 مصادف با میلاد با سعادت حضرت زینب علیها سلام